جمله جادویی

مدت زیادی از زمان ازدواجشان می‌گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب‌های خاص خودش را داشت.

یک روز زن که از ساعت‌های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می‌دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی‌در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می‌شود را بنویسید و در مورد آن‌ها بحث و تبادل نظر کنند.

زن که گله‌های بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.
مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.

یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذ‌ها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…

اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود: ”دوستت دارم عزیزم”

/ 2 نظر / 10 بازدید
مریم

عشق فقط گفتن دوستت دارم ، عاشقتم ، نیست مهم اینه که تا آخرش بمونی و به جای نوازش موهاش ، سر_ بی مو شو تو بغلت بگیری ...!.........سلاااااااااااااااام دوستــــــــــم..........بدوووووووووووووو بروز کردم................تا جییییییییییییغ نزدم بیااااااااااااااااااا[نیشخند][گل][پلک][لبخند]

مریم

نمی‌رسم به قرار منتظر نباش! سال‌هاست از قرار رفته‌ام .