جنی کیه ... ؟

یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!
مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!

/ 4 نظر / 9 بازدید
زهرا

با مداد رنگي هاي ياد تو رنگ زدم بي رنگي روزهايم را و روزهايم جان گرفتند ولحظه هايم رنگ اميد ديدارتو را دارند رنگ عجيبي است... *********************************** سلام دوست خوبم زیبا بود ممنون پیش منم بیا خوشحال میشم سبز بمانی الهی

مهشید

سلام دوست گلم وب خیلی جالبی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی اگه دوست داشتی منو با اسم بیا تو ضررنمیکنی لینک کن http://bia2-zarar-nemikoni.blogfa.com/ اینم آدرسمه بعدش بهم بگو با چه اسمی لینکت کنم بای

زهرا

اشکی که بی صداست پشتی که بی پناست دستی که بسته است پایی که خسته است قلبی که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی بهاست شرمی که آشناست دارایی منست ارزانی شماست ************ سلام دوست خوبم آپم منتظر حضور گرمتون هستم... من شمارو با افتخار لینک کردم شما هم منو به اسم نیسنان لینک کنید سبز باشی و پایدار