|
جایی برای آرامش
یه سری هم به اینجا بزنید: mashghaye-man.persianblog.ir
مدت زیادی از زمان ازدواجشان میگذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیبهای خاص خودش را داشت. یک روز زن که از ساعتهای زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده میدید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمیدر دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان میشود را بنویسید و در مورد آنها بحث و تبادل نظر کنند. یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند… اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد. یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱:۱٦ ب.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
سایه تاریک و سنگین نگاهی که پنهانی دنبالم می کند آزارم می دهد می ترسم نگاه تو باشد ...
دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٠:٥۱ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
پرسید باران؟ گفتم بهار! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ لینک منبع سهشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ | ۸:٠۳ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
بر لب جوی فراموشی تو شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ | ۸:۱٧ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سهشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ | ٧:٥٩ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
کالین ویلسون که امروز نویسنده ی مشهوری است،وسوسه ی خودکشی راکه در شانزده سالگی به او دست داده بود،چنین توصیف میکند: چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ | ٧:٤٥ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش! سهشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٥٧ ق.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
عشق
آدم را به جاهای ناشناخته می برد
مثلا
به ایستگاه های متروک
به خلوت زنگ زده ی واگنها
به شهری که
فقط آن را در خواب دیده...
وقتی عاشق شدی
ادامه این شعر را
تو خواهی نوشت...
یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ | ۳:۳٤ ب.ظ | حمیدرضا | يادگاري ()
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |